كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )

206

زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )

خرمافروشى متعلق به دو برادر يتيم زانو زد و ديگر حركت نكرد . محمد ( ص ) پياده شد و اجازه داد بار او را به يكى از منازل نزديك ببرند و او هم براى خريد زمين با دو برادر وارد مذاكره شد . او پس از انجام معامله دستور داد تا ساخت يك مسجد در آن‌جا آغاز شود كه از آن به عنوان منزل شخصى خود هم بتواند استفاده كند . مهاجرين و انصار در نهايت شوق مشغول به كار شدند . از آنجا كه اكثر قريش به كار دستى عادت چندانى نداشتند ، عثمان بن عفان ، داماد محمد ( ص ) ، به نظر نمىرسيد كه چندان از اين كار راضى باشد . آنها در ضمن كار گاهى نيز اشعارى را همخوانى مىكردند . اى خداوند ، هيچ خوبىاى به اندازه خوبى بعد از اين نيست بنابراين به انصار و مهاجرين كمك كن . 37 بعدا محمد ( ص ) در مصرع دوم مهاجرين را بر انصار مقدم داشت . اين اصلاحيه ريتم و آهنگ اين سرود را تغيير داد كه با در نظر گرفتن بىسوادى محمد ( ص ) و اينكه او به‌طور طبيعى شاعر نبود معجزه قرآن را مىرساند . اما مهاجرين و انصار بيش از يك سرود و كار مشترك به يك عهدنامه رسمى نياز داشتند . عهدنامه‌اى بسته شد كه خوشبختانه در منابع اوليه تاريخ اسلام حفظ گرديده است . بنابراين ما يك تصوير واضح از اولين جامعه اسلامى مىتوانيم داشته باشيم . در اين عهدنامه محمد ( ص ) به‌طور رسمى تعهد مىنمايد كه به اتحاد كليه قبائل عرب و يهودى مدينه درآيد . تمامى قبائل موظف گرديدند تا دست از دشمنى و خصومت برداشته و به صورت يك قبيله بزرگ در كنار هم قرار گيرند . مسلمانان و يهوديان بايد به صلح و صفا با بت‌پرستان زندگانى مشترك را ادامه دهند ، مگر آنكه آنان پيمانى مشترك با بت‌پرستان مكه براى براندازى محمد ( ص ) انعقاد كرده باشند . ماده 20 پيمان‌نامه چنين بود : هيچ بت‌پرستى حق حمايت از قريش را ندارد ، نه شخصى و نه مالى ، و حق طرفدارى از قريش را در مقابل يك خداپرست ندارد . 38 خداوند تنها سرپرست جامعه و منبع امنيت بود . 39 براى مسلمانان مدينه نيز فرم جديدى از زندگى گروهى ابداع شد . تمامى قبائل يك واحد اجتماعى مجزا از فردگرائى قبيله‌اى محسوب مىگرديدند . 40 قبيله جديد ديگر بر مبناى دين پايه‌ريزى